محمد ابراهيم آيتى

38

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

و ندوه [ 1 ] و لواء [ 2 ] همه را به دست آورد . و قريش او را « مجمّع » ناميدند . شاعر عرب « حذافة بن نصر بن غانم عدوىّ » دربارهء وى مىگويد : أبوكم قصىّ كان يدعى مجمّعا * به جمّع اللّه القبائل من فهر [ 3 ] برخى گفته‌اند كه چون « قصىّ » ، « حبّى » [ 4 ] دختر « حليل بن حبشيّهء خزاعى » [ 5 ] را به زنى گرفت ، و از او داراى فرزند شد ، « حليل » هنگام مرگ خويش « قصىّ » را وصى خود قرار داد . و به دو گفت : فرزندان تو فرزندان منند . و تو به امر كعبه سزاوارترى . ديگران گفته‌اند كه : « حليل بن حبشيّه » كليد خانه را به « أبو غبشان » : « سليمان بن عمرو ملكانى » [ 6 ] داد . و « قصىّ » آن را با سرپرستى كعبه به يك خيك شراب و يك شتر از وى خريد . و در ميان عرب مثل گرديد كه ، أخسر من صفقة أبى غبشان : زيانبخش‌تر از دادوستد أبو غبشان . به قول بعضى « أبو غبشان »

--> [ 1 ] - اجتماع براى مشورت ، چه قصىّ در پهلوى مسجد الحرام خانه‌اى براى اين كار بنا كرد و آن را « دار الندوه » نام نهاد . [ 2 ] - يعنى هرگاه قصى سپاهى از مكه بيرون مىفرستاد ، براى فرماندهء آن سپاه لواء مىبست . [ 3 ] - پدر شما قصى است كه مجمّع خوانده مىشد ، خداوند به وسيلهء او همه قبايل فهر را فراهم ساخت . م . [ 4 ] - به ضم حاء و تشديد باء و الف مقصوره . [ 5 ] - حليل به ضم حاء و فتح لام ، حبشيّه : به ضم حاء و سكون باء و يا به فتح حاء و باء . [ 6 ] - نام أبو غبشان در تاريخ يعقوبى سليمان بن عمرو ضبط شده است ، ولى در تاريخ طبرى و غيره سليم بن عمرو ( تاريخ يعقوبى ، ج 1 ص 293 چاپ بيروت 1379 ه . تاريخ طبرى 1 / 1094 چاپ اروپا 1890 - 1879 م . ) . م .